غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
23
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ميرزا سلطانمحمد بغايت بىاعتبار بود و به مجرد مواجبى كه جهت او تعيين كرده بودند اوقات گذرانيده بر جفاى ايام صبر مينمود و چون بساط زندگانى حضرت خاقانى بدست تقدير سبحانى در ولايت رى طى شد آن جناب به همراهى ميرزا خليل سلطان بن ميرزا محمد جهانگير بصوب خراسان در حركت آمد و چون ببسطام رسيد قاصدان امير هندوكه كه در آن سال بموجب فرمان خاقان سعيد مغفور در جرجان قشلاق نموده بود بشرف ملاقات شاهزاده فايز گشتند و او را بسلطنت مملكت مازندران نويد داده بدانجانب بردند و امير هندوكه لوازم استقبال بجاى آورده خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه و باقى اسباب پادشاهى پيشكش كرد و مستحسن و مقبول افتاده آن مملكت در قبضهء اقتدار ميرزا بابر قرار يافت و در سنهء ثلث و خمسين و ثمانمائه ميرزا بابر خراسان را نيز مفتوح ساخته ماهيچهء رايت دولتش بر وجنات احوال متوطنان دار السلطنه هراة تافت و در سنهء خمس و خمسين و ثمانمائه در موضع چناران با برادر خود ميرزا سلطان محمد حرب كرده او را اسير ساخت و مهر اخوت را از لوح دل به آب خشم شسته بنياد حياتش را برانداخت آنگاه بعراق عجم و فارس رفته آنولايات را نيز در حيز تسخير كشيد و حكام نصب كرده بخراسان بازگرديد وفات ميرزا بابر در چاشتگاه روز سهشنبه بيست و پنجم ربيع الآخر سنه ستين و ثمانمائه در مشهد مقدسهء رضويه على راقدها تحف الصلاة و التحية روى نمود و از هدايت جهانبانى او تا آخر ايام زندگانى دو سال بود در امر وزارت ميرزا ابو القاسم بابر خواجه وجيه الدين اسمعيل سمنانى و خواجه قطب الدين طاوس دخل داشتند و در ايام دولتش شيخزاده پير قوام الدين و مولانا محمد بخارى معمارى رايت صدارت مىافراشتند . گفتار در بيان وقوع مصالحه ميان ميرزا علاء الدوله و ميرزا ابو القاسم بابر و ذكر فتح سارى و تولد ميرزا شاه محمود بهادر چون ميرزا بابر از ضبط مملكت جرجان فراغت يافت از غايت تهور عنان يكران به طرف ولايات خراسان تافت و با لشگرى چون درياى جوشان بولايت خبوشان رسيده مستعد حرب و پيكار بايستاد و ميرزا علاء الدوله اين خبر شنوده و با ميرزا الغ بيك گوركان چنانچه مذكور شد صلح نموده رو بمشهد نهاد بعد از وصول به آن مقام متبرك بنفس نفيس توقف كرده اكثر امرا و لشگريان را بجنگ برادر ارسال داشت و چون آن سپاه رزمخواه در برابر جنود ظفر ورود ميرزا بابر صفآراى گشتند نيكانديشان پاى در ميدان مصالحه نهاده از هردو جانب امرا در ميدان فرود آمدند و مهم صلح را بر آن جمله قرار دادند كه فاصله ميان مملكت برادران ولايت جنوشان باشد و برين موجب عهد و پيمان